نوت حقوق تجارت سمستر 5 ( از یاداشتهای شهید استاد سید فاضل شاه )
حقوق تجارت 
قواعد که جامعه راتنظیم میکند به چهارقسم است: 1- قواعد دینی:عبارت ازمجموعه عبادات است. 2- قواعد قانونی:عبارت ازمجموعه قواعد الزامی واجباری است. 3- قواعد اخلاقی: صفات بدنی است که حیثیت انسان رابالا پایین میبرد. 4- قواعد مجاملات: که به یک جامعه زینت میبخشد.
تعریف حقوق: درلغت حقوق جمع حق است وحق به معنای راست است، و دراصطلاح حقوق عبارت ازقدرت شخص بر ملکیت است که قانون ازان حمایت میکند. تعریف تجارت:درلغت تبادله اموال راتجارت گویند،ویا چیزی گرفتن به خاطر فروختن،ویا تبادله مال به مال به خاطرسود. ایا حقوق تجارت مربوط به تاجر است یا مربوط به معاملات تجارتی دراین زمینه دوسیستم وجود دارد. یک تعریف حقوق تجارت براساس سیستم افاقی:اول تجارت رامعرفی میکند بعد شخص تاجر را معرفی میکند،که دراین سیستم معاملات تجارتی اساس و هدف بوده وهرشخص که این معاملات را انجام میدهد تاجرمحسوب میشود. دوم تعریف حقوق تجارت براساس سیستم عندی: اول شخص تاجررامعرفی میکند و بعد معاملات تجارتی را و دراین سیستم معیارشخص تاجر میباشد. معاملات تجارتی تابع اشخاص میباشد. قواعد افغانستان هم معاملات تجارتی وهم تاجر را معرفی کرده است ولی اهمیت زیاد یبه معاملات تجارتی کرده است. جایگاه حقوق تجارت: بخش ازحقوق مدنی میباشد و از جمله قوانین خاص میباشد. اما امروز به اثر روابط مداوم با حقوق عمومی محسوب کرده است،حقوق مدنی شامل روابط حقوقی تمام افراد میباشد اما حقوق تجارت ازقواعد خاص است. علل جدایی حقوق تجارت ازحقوق مدنی: 1- اصل سرعت:امور مدنی بسیار سست به پیش میرود اما درتجارت به سرعت ضرورت بود ازینرو باید حقوق تجارت ازحقوق مدنی جدا شود. 2- اعتماد واعتبار درامور تجارتی:درامور مدنی اعتبار کم است درامور تجارتی اعتبار رول مهم دارد یعنی معاملات تجارتی به قرض انجام شده نمیتواند. 3- اسناد خاص مربوط به امورتجارت: درامور مدنی معامله به پول میشود اما درامور تجارت معامله به چک وحواله میشود.
4- مداخله دولت درامورتجارت:
سیرتاریخی حقوق تجارت: به چهار دوره تقسیم میشود. 1 دوره باستان : اغاز تجارت دوهزار سال قبل ازمیلاد میباشد، و اولین اسناد نوشته شده درحقوق تجارت کود حمورابی والواح وارکا میباشد که این مردم به حقوق بانکی وراجع به حقوق شرکتها اشنایی داشتند. مصرقدیم : اقتصاد مصربه زراعت استوار بود تجارت کم بود و در دست یهود واهالی بابل بود. بابل قدیم : اسناد، سود پول، شرکتهای تجارتی، نگهداری مال التجاره وحق العمل کاری رایج بود. فنقی ها : تجارت بحری را اولین بارفنقی ها اغاز کرده است،و از قاعده رودس که حالا هم درتجارت بحری معمول است و امروز به نام خسارات مشترک یاد میشود. یونانی ها : از یونانی ها راجع به تجارت چیزی کمتری مانده ان عبارت اند از: تثبیت وتوسعه قاعده رودس، قرض موسوم بنام قرض دریایی که جنبه قرض بیمه دارد، حقوق مستقل تجارتی نداشت، محاکم خاص درامورتجارتی. 2 دوره قرون وسطی: دوره پیشرفت میباشد که عوامل پیشرفت عبارت اند از:عامل مذهبی،عامل صنفی،عامل سیاسی. 1- عامل مذهبی به این معنی که مردم با افراد هم مذهب خود که درکشور های دیگر زندگی میکردند به قیمت ارزان اموال رابرای شان میفروختند وبه قیمت ارزان ازانها خریداری میکردند. 2- عامل صنفی تجارت صنفی بندی شد هربخش جدا شد موارد خوراکه از پوشاک جدا شد هرمورد تجارتی یک صنف شد.
3- عامل سیاسی : دولت ها به وجود امد ومواد ضرورت شان را که خودشان میتوانست تهیه کند خودشان تهیه میکرد ومتباقی اجناس را ازکشور های دیگر خریداری میکردند. تاسیسات حقوق تجارتی این دوره: 1 -تاسیسات شرکتهای مختلط غیرسهامی. 2 -قرارداد بیمه مال التجارة درخطرات دریایی .3 -مقررات صنفی راجع به خرید مال التجارة .4- به میان امدن سند برات 5 - به میان امدن ورشکستگی.6- ازادی نسبی دولتها درامورتجارت. این عمل ازقرن سیزده وچهارده به عالی ترین مرتبه سیر نزولی داشت این عصر را عصرملی شدن حقوق تجارت می نامند
دوره سوم دوره جدید: اغاز از قرن 15 میلادی با دوره وسطی متفاوت است . 1- ملی شدن حقوق تجارت ازجنبه بین المللی. 2- رفتن خصیصه بین المللی شدن حقوق تجارت. 3- تبدیل شدن حقوق تجارتی به اعمال تجارتی. 4- تدوین اساسنامه های حقوق تجارت. 5- ایجاد محاکم خاص به امور تجارتی وتعین قضات توسط تجار.
دوره چهارم دوره معاصر: 1- به میان امدن انقلاب صنعتی،تحول ویژه درامور تجارت به وجود امد.2- بازارازاد به میان امد. 3- هردولت قوانین ویژه به تجارت تسوید وتصویب نمود.
اصول دولتها راجع به حقوق تجارت: به سه قسم است. اول:دربعضی دولتها حقوق تجارت تابع حقوق مدنی بوده وحقوق مستقل تجارتی ندارد. دوم:دربعضی دولت ها حقوق مستقل تجارت یا محاکم تجارت دارد. سوم: بعضی از دولت ها حقوق مستقل را داشته ولی محاکم مستقل تجارت ندارد. اسناد تقنینی افغانستان پایده یی که درامور تجارت است درامور مدنی نیست.
تاریخچه ملی حقوق تجارت موضوع رابه دوبخش تقسیم مینماید. بخش قوانین: 1: اصول نامه دلالی سال 1393هجری شمسی. 2: اصول نامه تجارتی سال 1339 هجری شمسی. 3: اصول نامه اطاق های تجارت 1339 هجری شمسی. 4: اصول نامه ثبت تجارت ها درافغانستان 1330 هجری شمسی. 5:اصول نامه سرمایه گذاری خارجی درافغانستان. 6: درسال1334ه ش قانون مکمل تربنام اصول تجارت تسوید وتصویب گردید که اززمان تا الحال پاسخگوی امور تجارتی میباشد. محتوای این اصول نامه: داری چهار باب و945ماده است . باب اول:احکام عمومی. باب دوم:مسایل مربوط به شرکتها. باب سوم: اسناد تجارتی. باب چهارم:تعهدات تجارتی. وزارت تجارت بنام وزارت اقتصاد ملی درزمان امان الله خان درسال 1919م تاسیس شد وصدراعظم ان بنام عبدالقدوس خان بود.
منابع حقوق تجارت پنج منبع میباشد 1 قانون: قانون اساسی،قانون عادی، فرامین تقنینی. قانون عبارت ازتجویز صریح ومعقول است که ازطرف هیِیت حاکمه به منظور سعادت فرد وتنظیم اجتماع وضع شده. قانون اساسی درماده دهم درمورد تجارت چنین صراحت دارد، دولت،سرمایه گذارایها وتشبثات خصوصی رامبتنی برنظام اقتصاد بازار،مطابق به احکام قانون،تشویق،حمایت ومصونیت ان ها را تضمین مینماید. ودرماده یازدهم:امورمربوط به تجارت داخلی وخارجی،مطابق به ایجابات اقتصادی کشور ومصالح مردم،توسط قانون تنظیم میگردد. منابع ملی حقوق تجارت درافغانستان: 1: اصول نامه دلالی سال 1393هجری شمسی. 2: اصول نامه تجارتی سال 1339 هجری شمسی. 3: اصول نامه اطاق های تجارت 1339 هجری شمسی. 4: اصول نامه ثبت تجارت ها درافغانستان 1330 هجری شمسی. 5:اصول نامه سرمایه گذاری خارجی درافغانستان. 6: درسال1334ه ش قانون مکمل تربنام اصول تجارت تسوید وتصویب گردید که اززمان تا الحال پاسخگوی امور تجارتی میباشد. 2 مقاولات تجارتی: اصول نامه تجارتی افغانستان درماده دوم درمورد اهیمت وقدرت مقاولات چنین صراحت دارد. مسایل تجارتی ذریعه مقاوله نامه های معتبره قانونی در صورتی که چنین مقاوله موجود نباشد به موجب صراحت ودلالت قانون حل وفصل میشود.ومقاولات به دوقسم است،مقاولات داخلی،ومقاولات بین المللی الف مقاولات داخلی: عبارت ازان قراردادهای میباشد که بین افراد یک کشور منعقد شده ودرمتن این قرار داد تفاهم صورت گیرد که درصورت بروز کدام مشکل طوری که پیش بینی شده است توسط یکی ازطرفین مسئله باید حل فصل شود. ب مقاولات بین المللی: به دونوع است،قرارداد بین المللی بین افراد،و قرارداد های بین المللی دولتی. 1- قرار داد بین المللی بین افراد:عبارت ازان قراردادها میباشد که بین افراد و شرکتها صورت بگیرد. 2- قرارداد های بین المللی دولتی:عبارت ازقرارداد های میباشد که بین دولتها صورت بگیرد.
سوم عرف تجارتی: عبارت ازان رسوم اجتماعی میباشد که یک گروه مردم آنرا مکرراٌ انجام داده و به الزامی بودن ان باور داشته باشد. ویاعبارت ازقواعد تعاملی ورسومی است که بین تجار معمول و مورد عمل باشد . وبه دوقسم است. 1- عرف عام:عبارت ازان رسوم ورواج میباشد که مختص به یک قبیله یا قوم باشد. 2- عرف خاص:عبارت ازرسوم میباشد که همه یا اکثریت مردم ازان اگاهی داشته وبه الزامی بودن ان باور داشته باشد. اگربین عرف عام وخاص تعارض صورت گیرد عرف خاص مقدم است. دراصول نامه تجارت افغانستان عرف رابه رسوم نام گذاری کرده است رسوم مختص یک خانواده است درحالی که عرف کمی وسیع ترازرسوم است.
4 رویه قضایی: عبارت ازفیصله سابقه میباشد که قاضی راجع به امور تجارتی دریک موضوع مختص بعمل اورده و اگرقضیه هم مثل شان بار دیگر در مورد تجارت رخ دهد ازفیصله سابقه همکاری خواهد گرفت.منبع الزامی است.
5 نظریه مفکرین ازعلما حقوق: یک منبع مشورتی است الزامی نیست.قوانین ومقررات موضوعه راتفسیرمینماید ومیتواند برای اصلاح قوانین پیشنهاد بدهند.
معاملات تجارتی:عبارت ازان معاملات میباشد که توسط قانون تجارت بنام معامله تجارتی یاد شده باشد. تعریف معاملات تجارتی عمل خرید ویا فروش مال التجارة به مقصد کسب مفاد عادلانه به صورت عمده وپرچون میباشد. شرایط معاملات تجارتی: الف - شرایط ماهوی: 1- شرط فروش اشیا: اشیای تجارتی باید به شرط فروش خریداری شده باشد. 2- شرط خرید اشیا: اشیای تجارتی باید خریداری شده باشد. 3- شرط کسب منفعت: درفروش اشیای تجارتی تاجرباید منفعت کند نه نقص. 4- شرط منقول بودن شی: اشیای تجارتی باید قابلیت انتقال راداشته باشد. 5- تداوم واستمرار درمعاملات تجارتی: تجارت باید دوام دار باشد وادامه داشته باشد. ب - شرایط شکلی: 1- اخذ جواز تجارتی. 2- ثبت تجارت در دفاتر دولتی.
اهمیت جدایی معاملات تجارتی ازمعاملات مدنی: 1- معاملات تجارتی در محاکم تجارتی حل فصل میگردد ولی معاملات مدنی درمحاکم مدنی فیصله میشود. 2- درمعاملات تجارتی کتابت شرط نسیت ولی درمعاملات مدنی شرط است. 3- تاجران ضامن یکدیگر میباشد ولی درموارد مدنی ضمانت بدون نص مجازنسیت. 4- قواعد افلاس و ورشکستگی مربوط بالای تاجر وشرکتهای تجارتی تطبیق میگردد. 5- مسایل تجارتی توسط اصول نامه تجارتی و مسایل مدنی توسط قانون مدنی حل وفصل میشود.
انواع معاملات تجارتی به سه قسم است: معاملات تجارتی اصلی، معاملات تجارتی تبعی، معاملات تجارتی مختلط. یک معاملات تجارتی اصلی:عبارت ازان نوع معاملات میباشد که ذاتاٌ یا اصلاٌ تجارتی باشد تابع شخص نمیباشد ماده 18 اصول نامه تجارتی افغانستان معاملات تجارتی راچنین بیان کرده است. 1- استخدام اشخاص بخاطر پیش برد معاملات تجارتی. مثلاٌ تکسی رانی دریور رابه تکسی میگیرد. 2- تعهد وتهیه هرنوع اموال منقول و به ذمه گرفتن هرنوع اعمالات وانشاءات. 3- تاسیس فابریکه.4 - تاسیس شرکت مسافربری، حیوانات،اشیا، درخشکه، هوا،ابحار. 5- توزیع اب،گاز،برق. وماده 19 اعمال ذیل راتجارتی نامیده. 1- کمیشن کاری 2 - دلالی. 3 - معاملات حواله. 4- معاملات بانک های خصوصی. 5 معاملات راجع به اسناد گروی. 6- معاملات صرفی. 7- تشکیل شرکتها. 8- شرکت بیمه. فرق بین فعالیتهای تجارتی ومعاملات تجارتی: معاملات تجارتی ضرورت به تداوم واستمرار ندارد یعنی ناگهان وانی اجرا میشود مانند صرافی ازجمله معاملات تجارتی میباشد. وفعالیتهای تجارتی به فعالیتهای گفته میشود که نیاز به استمرا وتداوم داشته باشد مانند شرکتهای که اعمال تجارتی را انی اجرا نمی کند نیاز به وقت دارد. معاملات تجارتی تبعی:معاملات راگویند که تاجر برای پیشبرد امورتجارتی ان اعمال را انجام میدهد بنام معاملات تجارتی تبعی یاد میشود.مانند دیکوریشن دوکان بخاطرپیشبرد وجذب مشتری. معاملات تجارتی مختلط: معاملات که بین شخص تاجر وشخص مدنی صورت گیرد بنام معامله تجارتی مختلط یاد میشود. اگر دربین خریدار و فروشنده مشکل پیش شود درمحکمه تجارتی حل وفصل میشود.
چند نمودنه ازمعاملات تجارتی: 1- معامله کمیشن کاری:کمیشن کارکسی است که بنام خود به سرمایه دیگران درمقابل اجرت معین معامله راانجام میدهند، این عمل پیشه دایمی وی باشد بنام کمیشن کاریاد میشود.ماده 788 فرق بین رسول وکیل وکمیشن کار:رسول انتقال دهنده قول یا اسناد را رسول گویند.وکیل به جای خود درکار جایز ومعلوم شخص دیگر راتعین نمودن را وکیل گویند. 2- معامله دلالی: دلال شخص است که یکی ازمتعاقدین اجیرخاص نه باشد در بین متعاقدین میان جگری به اجرت معین کار رانجام میدهد. مکلفیت های دلال مانند یک تاجرومدیرعمل بدارد. اگرعاقدین نظربه عقد دلالی خسارات راببیند جبران خسارات بدوش دلال میباشد. 3- عقد بیمه: به خاطرحوادث اتفاقی عقد کند عقد بیمه گفته میشود. ماده 866اصولنامه تجارتی افغانستان عقد بیمه راچنین تعریف کرده: بیمه عقد است که موسسه بیمه درمقابل اجرت،جبران خساره وضایعات افراد راکه ناشی ازوقوع حوادث معینه واسباب مجبره باشد،یا اعطای یک مقدار پول تعهد میکند. قانون بیمه بیمه راچنین تعریف کرده :رسیدگی به دعاوی مربوط به بیمه مطابق به مندرجارت قرارداد ودرصورتیکه در قرارداد تذکر نرفته باشد طبق احکام این قانون واصول نامه تجارت ازصلاحیت محکمه تجارتی میباشد که مقرشرکت یا نمایندگی بیمه درحوزه ان واقع شده باشد قبل ازارایه دعوی به محکمه طرفین می توانند نظر خود را ازطریق حکمیت فیصله نمایند مرجع حکمیت در داخل کشور اتاق های صنایع میباشد.
ارکان بیمه:1- بیمه کننده. 2- بیمه شونده. 3- حق بیمه. 4- موضوع بیمه. 5- جبران خساره. ماهیت حقوق بیمه:1- ازاغاز عقد رضایی است.2- بعد ازانعقاد عقد لازم است. 3- عقد معوض است.4- عقد خطراحتمالی است. 5- عقد الحاقی است. حالات عدم جبران خساره:1- تقلب بیمه شونده 2- هیله وفریب بیمه شونده 3- تاخیر رساندن اموال.
تاجر: ماده 8 تاجر هرشخص اعم ازافراد وشرکتهای حایز اهلیت تجارتی باشد بنام خود یک یا چندین معامله را انجام دهد و این پیشه رابه شکل دایمی انجام دهد بنام تاجر یاد میشود. انواع تاجر: الف تاجر کوچک:ماده 12 اصول نامه تجارت افغانستان تاجرکسی است که دارای دوخصوصیت باشد. 1- اعتماد به سعی خود میداد نه سرمایه. 2- ثمره عمل شان انقدر اندک باشد که فقط کفایت معیشت وی میگردد. امتیازات تاجر کوچک: ماده 12 داری دو امتیازاست. اول مکلف به ادرس تجارتی نمیباشد دوم دارای قواعد افلاس و ورشکستگی نمی باشد اهلیت تجارتی: تکمیل سن 18 است. تجارت شخص عدیم الاهلیت:مانند دیوانه،صغیر صلاحیت تجارتی نه دارد. تجارت صغیر توسط ولی یا قاضی تنظیم میگردد.صغیرکه سن 18 را در تجارت تکمیل نموده باشد مأذون درتجارت است.
حقوق و وجایب تاجر: تعریف وجیبه: احترام گذاشتن به حقوق دیگران راوجیبه گویند.دراصطلاح علمی عبارت ازآن مکلفیت است که به اساس ان یک شخص درمقابل شخص دیگر به سپردن یا منع کردن و یا به اجرای عمل و امتناع ان میباشد. حقوق تاجر: 1 - حق تاسیس تجارت خانه. 2 - تمدید کرایه. 3 - علامت تجارتی :4 - عنوان تجارتی. 5 – حق الاختراع. الف حق تاسیس تجارت خانه :عبارت از ان مکان میباشد که تاجر اغاز فعالیت تجارتی وپیشبردن تجارت را میدارد. عناصرتجارت خانه به دونوع است. عناصرمادی،وعناصرغیرمادی. 1- عناصر مادی: عبارت ازان عناصر میباشد که وجود خارجی داشته وازجمله اموال منقول محسوب میشود که دراشیای ذیل خلاصه میشود.1-اثاثیه. 2- ابزار کار. 3- مال التجار 2- عناصر غیرمادی: عبارت ازان عناصرمیباشد که وجود خارجی نداشته ولی ازاهمیت زیاد برخوردار میباشد.نظر به ماده 120 عناصرغیر مادی عبارت اند از:1- اسم وعنوان تجارتی. 2- حق تمدید کرایه 3- حق الااختراع. 4- مارک ومودل تجارتی.
ب حق تمدید کرایه:کسی که درجای کسب شهرت کرده وان مکان ازوی نه باشد کرایی باشد صاحب مکان حق بیرون کردن راندارد ولی حق تمدید کرایه راداراد. ج علامت تجارتی: عبارت ازان علامتی میباشد که تاجر محصولات تجارتی خود رابه ان مشخص میسازد. اهمیت علامه تجارتی: حمایت قانون علامه تجارتی: اگریک تاجر علامه تجارتی تاجر دیگر را دراموال تجارتی خود استعمال کند زیرتعقیب عدلی قرار میگرد.و درمورد قانون ثبت علامه تجارتی اول دیده شود. رهن تجارت خانه: رهن درلغت به معنای بند کردن ودراصطلاح بند کردن درمقابل حق که از وی پوره گردد یا حصول شود. علت رهن تجارتی: ماده 697- 710 اصول نامه تجارت افغانستان به رهن اشاره نموده وچنین تعریف کرده است. عبارت ازرهن میباشد که میان مالک (راهن) ومرتهن (گروگیرنده) انتقال وتصرف میگیرد که درحقیقت تضمین دین میباشد.
تفاوت بین رهن هیپوتیک ورهن تجارتی: رهن هیپوتیک رهن راگفته میشود که درباموال غیرمنقول صورت گرفته باشد. دررهن هیپوتیک ورهن تجارتی مال انتقال نمیشود فقط انتقال اسناد صورت میگیرد. در رهن تجارتی اعلان شرط است اما درهن هیپوتیک شرط نیست. نتیجه رهن تجارتی شخص که اسناد تجارتی راقبض نمود حق اولیت وصول قرض خود رادارد.
وجایب تاجر:
1. وجیبه اول ثبت تجارتخانه در دوار دولتی:
1) اهمیت ثبت :
1) برای دولت تفکیک تجار از غیر تجار یعنی اعمار دقیق تجار را میداند.
2) برای افراد دیگر، به دوائر ثبت تجارتی مراجعه می نماید و معلومات حاصل می نماید.
2) ثبت مکان :
1) محاکمه مربوط به قلمرو تجارت خانه که دعوا تجارتی را حل وفصل می نماید. ماده 28 اصولنامه تجارت. مطالبی كه تجار و شركت های تجارتی به ثبت آن مكلف اند، قرار ذیل است: 1- اسم (شخص یا شركت). 2 ولدیت 3 محل تولد و تاریخ آن 4 تابعیت شخص یا شرکت 5 عنوان تجارت 6 موضوع تجارت 7 نوع شرکت و تاریخ تاسیس آن و همچنین مرکز اصلی شرکت .
8 سرمایه شرکت ( تجار انفرادی ازین فقره مستسنی است) 9 اشخاصیکه در امور تجارت خانه یا شرکت داری صلاحیت امضا اند . 10 سایر خصوصیاتیکه ثبت آن اصولاً اجباری قرار داده شده باشد.
2) ثبت تجارت خانه در اداره ثبت مرکزی.
3) میعاد ثبت : میعادیکه قانون انرا تعیین نموده در طول یکماه مراحل ثبت خود را تکمیل بدارد.
4) نشریت : تجارخانه را بعداً از اعلان در جریده مشخص به نشر برساند، اگر کدام مانع وجود نداشته باشد بعداً ثبت گردد.
2. وجیبه دوم داشتن دفاتر تجارتی ( از ماده 65 – 84 ) اصولنامه تجارت. مادۀ ٦۵
تعریف دفاتر تجارتی : عبارت از آن اوراق مرقوم می باشد که تاجر آنرا جهت توضیح دارایی مالی خود، طبق قانون حقظ می کند.
اهمیت دفاتر تجارتی : اول برای تاجر : آگاهی دقیق از دارایی مالی خود. دوم برای دولت: ۱ درقانون وسیله اثبات می باشد. ۲ بکار آمدن در حالت افلاس و ورشکستگی. سوم برای غیر تاجر : قرائن جدید تاجر بوده و دیگران را تشویق به معامله تجارتی میدارد.
3. حفظ دفاتر تجارتی الی مدت 10 سال برای تاجر.
انواع دفاتر تجارتی : دفاتر تجارتی بدوقسم است :
1) دفاتر تجارتی اجباری.
2) دفاتر تجارتی اختیاری .
تعریف دفاتر تجارتی اجباری : عبارت از آن دفتر میباشد که قانون تاجر را به داشتن آن مکلف میسازد.
اقسام دفاتر اجباری : به سه قسم ذیل میباشد: 1 دفتر یومیه 2 دفتر دارایی 3 دفتر کل ( تعریف از کتاب گرفته شود).
دردفتر دارایی اشیاء ذیل نوشته می شود : 1 نقودی که آغاز تجارت از ان صورت گرفته باشد. 2 درج تمام دیون 3 تشخیص دارایی از دیون .
قدرت ثبوت دفاتر تجارتی : 1 در مقابل تجار قدرت ثبوت دارد. ماده۸۰ : مندرجات دفاتر قانونی تجارتی، خواه به احكام قانون مطابق باشد خواه نباشد، علیه صاحب آن و یا خلف آن و یا خلف اخیر الذكر دلیل شده میتواند. مندرجاتیكه به له تاجر باشد، در صورتیكه دفاتر تجاریه مطابق قانون ترتیب شده باشد، معتبر میباشد. . 2 در مقابل غیر تجار دلیل شده نمی تواند. قدرت ثبوت دفتر اجباری بالاتر از دفتر اختیاری می باشد.
دفتر اختیاری : عبارت از آن دفتر می باشد که قانون ، تاجر را به داشتن آن مکلف نکرده باشد، ولی تاجر برای پیشبرد امور تجارتی خود آنرا تنظیم میدارد.
رقابت های تجارتی : انواع آن : 1 رقابت سالم 2 رقابت غیر سالم ( از ماده ۵۵ – ۶۴ ) مادۀ ٥٥ اگر در علایم و اسمائیكه یك تاجر استعمال كند با علائم اسمائیكه تاجر دیگر بطورمستحق استعمال مینماید اشتباه واقع شود، استعمال چنین اسم وعلامت برای تاجر اول الذكر ممنوع است. شخصیكه مخالف این حكم عمل میكند، ولو هیچگونه قصور نداشته باشد، بازهم محكمه میتواند بر حسب درخواست شخص علاقمند امر رفع التباس را صادر كند.
مادۀ ٥٦ هرگونه حیله و دسیسه در امور تجارتی ممنوع میباشد.
مادۀ ٥٧ یك تاجر به قصد اجرای رقابت نمیتواند به چنان نشریات مخالف حقیقت بپردازد كه به منفعت یا تجارت دیگری ضرر وارد كند.
مادۀ ٥٨ یك تاجر از اشاعات مغایر حقیقت راجع به منشأ و یا اوصاف امتعه و یا اهمیت تجارت خود به مقصود جلب مشتریان تاجر دیگری كه امتعه هم جنس را می فروشد و همچنان از اعلان تصدیق نامه و مكافاتی كه حایز آن نبوده باشد و از استعمال حیل و دسایس به مقصد مذكور ممنوع است.
مادۀ ۵۹ هیچ تاجری نمیتواند مامورین و مستخدمین تاجر و یا فابریكه دیگری را به مقصد اطلاع از مشتریان و جلب آنها بخود تطمیع نماید.
مادۀ ٦۰ تاجر نمیتواند به هیچ شخصی خلاف حقیقت شهادتنامه یا تصدیق حسن خدمت بمنظور اغفال تاجر دیگر بدهد
مادۀ ٦۱ تاجریكه مخالف احكام مواد فوق رفتار كند، به جبران خساره اشخاص متضرر مجبور است
مادۀ ٦٢ یك نماینده اطلاعاتی تجارتی كه قصدًا و یا در نتیجه یك غفلت سنگینی دربارۀ اخلاق یا اقتدار مالی یك تاجر معلومات خلاف حقیقت بدهد، مسئول جبران خساره مادی و معنوی یی است كه ازین رهگذر به تاجر مذكور عاید شود. اظهار نماینده مذكور در ت صحیح آن معلومات مستلزم برائت او شده نمیتواند. محكمه میتواند در عین زمان با فیصلۀ كه دربارۀ جبران خساره مینماید امر كند كه مسئله مذكور به مصارف خود نماینده در یك جریده یا جراید متعدد نشر هم شود.
مادۀ ٦۳ تاجریكه مرتكب افعال مندرجۀ این فصل میشود، اگر با سوء نیت حركت ك رده ب اشد، علاوه براینكه به جبران خساره محكوم میگردد، به جزای نق دی و حبس نیز مجازات میشود.
مادۀ ٦٤ شخصیكه به جزاء یا جبران خساره محكوم میشود، اگر فعلی را كه موجب جزاء یا جبران خساره شسده است مكررًا مرتكب شود، جزای او دو چند شده شود، جزای او دو چند شده شكایت شخص ذیعلاقه با اطاق تجارت محل اقامه میشود. ابراء مدعی شخصی از دعوی، حقوق عمومیه را ساقط میسازد.
رقابت غیرسالم عبارت از آن رقابت می باشد که مطابق به عرف تجارتی نبوده و به صورت عموم زاده طرزالعمل های ناسالم می باشد که به دسته بندی چهارگانه ذیل تقسیم میگردد :
1) تبلیغات خلاف تاجر و ایجاد سوءظن .
2) برهم زدن نظم داخلی تجارتخانه .
3) تقلید.
4) ایجاد تردید نزد مستهلکین یا مشتریان .
قرارداد های تجارتی : تعریف قرارداد : توافق دو اراده است که اثری به معقود علیه واگذار کند. شروط قرار داد : رضا و موافقت عاقدین.
تنظیم قرارداد: قرار داد به اراده متعاقدین منعقد می گردد، در صورتیکه قانون شرائط دیگر را پیشبینی نکرده باشد.
انوع قرارداد ها : به دو نوع است 1 داخلی 2 خارجی .
اقسام قراردادهای خارجی : قرارداد های خارجی به سه قسم ذیل میباشد :
1) فروش (FOB) فوب یعنی آزاد تا روی کشتی : عبارت از آن فروش میباشد که بائع به مصارف خود ، جنس خریداری شده ، تا بندر میرساند، و به کشتی تحویل میدهد . در این فروش نام بندر ذکر میشود. جنس که در کشتی حمل گردید، هزینه که بعد از او میاید بدوش خریدار میباشد یعنی مصارف تخلیه ، ترخیص گمرک ..... یعنی خساراتیکه بعد از زمان بارگیری به میان می آید ، بدوش خریدار می باشد.
2) فروش (CF) بمعنی کرایه و حمل میباشد : عبارت ازآن فروش می باشد ، که فروشنده حمل دریایی کالا را به عهده میگیرد و یعنی هزینه بدوش فروشنده از تجارتخانه خود تا بندر مقصود یعنی بندر خرایدار. و بعد از حروف مذکور نام بندر ذکر میگردد.
خصوصیات این فروش : 1 از زمان بارگیر خریدار ، مالک حنس می شود. 2 در دریا و یا کشتی جنس را فروخته می تواند.
مشکلات فروش مذکور: خریدار جنس را بررسی نکرده ، شاید خلاف خواسته او باشد که این عمل سبب بروز اختلاف میگردد.
تغیرات وارده در این قرارداد: 1 اجناس از زمان تحویلی ، به خریدار انتقال می شود و همه خطرات متوجه او میشود . 2 فروشنده مسؤل حمل نظر به قرارداد می باشد.
3) فروش ( CIF ) : یعنی بها بیمه و کرایه : این فروش تابع مقررات فروش دوم می باشد ( C & F ) ، با این تفاوت که در این فروش ، بر بهای کالا، کرایه حمل و نقل ، بیمه هم اضافه میگردد.
حصوصیات این فروش : 1 بیمه کردن کالا توسط فروشنده ، اورا مسؤل خسارات نمی دارد بلکه از زمان بارگیری ، کلیه خطرات متوجه خریدار میشود.
2 بیمه نامه بنام خریدار ظهر نویش میشود.
قرارداد های داخلی :
1 قرار داد حمل و نقل : تعریف : تعهد حمل و نقل اموال ، ویا اشخاص ، در خشکه ، دریا و فضا درمقابل اجرت بنام قرار داد وحمل و نقل یاد میشود.
انواع قرارداد حمل و نقل :
1) 1 حمل ونقل دریا .
2) حمل ونقل فضایی .
3) حمل ونقل زمینی .
4) حمل ونقل به راه آهن.
توضیح قرارداد حمل ونقل اجناس ( بیلټی):
1) اسم شرکت انتقال دهنده .
2) اسم شرکت تسلیم شونده .
3) مقدار کرایه انتقال .
4) گودام جارج .
5) کرایه جوالی و یا مزدور.
6) شماره جنس.
7) تفصیل جنس.
8) مکان انتقال .
9) در چند روز تسلیم می شود.
10) کرایه در کدام جای وصول می شود.
11) مجموعه تفصیل جنس و کرایه .
2 قرارداد سرقلفی : تعریف : .............
1 آغاز سرقلفی از قرن 9 هجری. 2 نامهای سرقلفی : 1 خلوالرجل (مصر) . 2 مفتاح ( شام) 3 سرقلفی ( عراق ) 5 در فقه اسلامی هم بنام سرقلفی یاد میشود .
صورتهای سرقلفی : 1 مالک از مستآجر 2 مستاجر از مالک 3 مستاجر از مستاجر دوم .....
آثار سرقلفی : 1 دست مالک بند و دست مستاجر کم آزاد میباشد. 2 سرقلفی سرمایه است 3 سرقلفی مربوط ملکیت میباشد. 4 سرقلفی میتوان مستاجر بگیرد ، اگر مالک نگرفته باشد.
انتهای سرقلفی :
1) ....
2) ....
3 بیع تجارتی : اقسام اموال تجارتی :
1) هر شخص میتواند این را به فروش برساند.
2) هیچ شخص نمی تواند که آنرا تجارت کند، مانند مواد مخدر.
3) بعض اشخاص میتواند که آنرا تجارت کند ، و بعضی نمی تواند که آنرا تجارت کند مانند فروش دوا.
فروش بیع تجارتی :
1) رضایت طرفین ، ارسال کتلاک معنای ایجاب را ندارد.
2) فروش مال غیر مجاز نیست ، مشتری وقتی مالک مال غیر میشود که خبر نداشته باشد. اگر مال مسروقه و مفقود بود، ملکیت مشتری سلب میگردد.
3) اگر مال موجود نباشد ، ولی قادر به تسلیم باشد، جواز دارد .
4) تسلیم یک بار و به تدریج هم جواز دارد.
دعوی بالای زوریت صورت میگیرد یعنی کسی که مال در دست او است.
کرایه چیست ؟ فروش مشتری کرایه است.